مبتدی بودن در طراحی و نقاشی شاید بار احساسی مثبتی نداشته باشد، با شنیدن آن شاید کمی احساس حقارت بکنیم و نخواهیم مبتدی باشیم.اگر سادهانگاری بیشتری به خرج بدهم، استاد شدن در طراحی چهره یا نقاشی شاید انگیزه و هدف همیشگی نباشد، گاهی هم از حس مبتدی بودن فراری باشیم.

در این سالها این تجربه را در پیامهای برخی دوستان داشتیم؛ مبتدی نیستم، یکی دو سالی طراحی کار کردم، اما میخوام طراحی چهره رو بصورت چشمی مسلط بشم. این صحبت را در حالی میشنوم، که من هر روز به مبتدی بودن خودم بیشتر اطمینان پیدا میکنم. امروز قصد دارم در مورد مبتدی بودن صحبت کنم، شاید اگر دوباره و از زاویهای دیگر به مبتدی بودن نگاه کنیم، متوجه شویم بار معنایی اشتباهی در ذهنمان ثبت شده است. شاید این نگاه جدید، کمک کند تا تابآوری بیشتری در شروع یادگیری و تمرین طراحی داشته باشیم. اگر ناامید شدیم یا از تمرینی خسته شدیم، چطور میتوانیم استمرار خود را حفظ کنیم؟
هنرجوی مبتدی به دلیل نداشتن پیش زمینه، چهارچوب ذهنی نسبت به موضوع طراحی و نقاشی ندارد، ذهنش میتواند آزادانه و از زوایای مختلف(حتی به غلط) به موضوع و تمرینها توجه کند. البته این ویژگی سمت مثبت و منفی هم دارد، شاید هنرجوی مبتدی را به پرسه زنی و از شاخهای به شاخه دیگر ترغیب کند. و در مقابل اگر به این آزادی جهت بدهد، ایدههای خلاقانهای برای ادامه مسیر ایجاد کند.
شاید این جمله احمقانه بنظر برسد، اما در هنگام یادگیری طراحی و تمرین، اشتباه کردن را نقاط طلایی ببینید و طراحیهای خوب را بیشتر به شانس ارتباط دهید. بخشی از ذهنتان در این حالت شروع به سرزنش و ایجاد حس حقارت و ناخوشایند خواهد کرد، اما پس از مدتی به اشتباهات خود با دیدی کنجکاوانه و مهربان نگاه خواهید کرد، همچون یک هنرجوی مبتدی مشتاق. پذیرش اشتباهات باعث تقویت تابآوری خواهد شد و تصویر ذهنی شکننده استاد را با تصویر ذهنی مبتدی تغییر میدهد. یکی از دلایلی که در شروع دوره طراحی پایه انیشتین، توصیه میکنم که در تمرینها از پاک کن استفاده نشود همین است؛ پذیرش اشتباه و نترسیدن از آن.